این مقاله حاوی برخی استراتژیهای مفید است که میتوانند به بازاریابان موبایل کمک کنند تا نتیجه بهتری از فعالیتهای بازاریابی بگیرند. در این استراتژیها یک کلمه برای من برجسته بود: الهام. این موضوع شما را وادار میکند به این فکر کنید که چگونه الهام گرفتن میتواند به بازاریابان موبایل در مواجهه با رکود کمک کند.
اهمیت الهام گرفتن در بازاریابی موبایلی چیست؟
برای درک دقیق این موضوع بهتر است با فکر کردن به تجربیات خرید خود شروع کنیم. چندی پیش، شاید ۱۰ سال پیش، همیشه قبل از اینکه خانه را ترک کنیم و به یک سوپرمارکت یا مرکز خرید برویم، یک لیست خرید روی یک تکه کاغذ تهیه میکردیم. بسیاری از ما یک برند خاص در ذهن خود داشتیم، زیرا یا تجربه خرید از آن را داشتیم یا یک تبلیغ تلویزیونی در مورد آن دیده بودیم. در واقع با یک هدف خاص خرید میکردیم.
این شرایط قبل از آن بود که خرید آنلاین به بخشی ضروری از زندگی ما تبدیل شود. تجربه خرید امروز دیگر با یک لیست شروع نمیشود. ما همیشه خریدار هستیم؛ در واقع، گوگل میگوید 90 درصد از کاربران گوشیهای هوشمند هنگام شروع خرید میگویند که کاملاً از برند خاصی که میخواهند محصولش را بخرند مطمئن نیستند. این موضوع کاملا قابل پذیرش است زیرا تصمیم خرید ما میتواند در هر لحظه، در زمان گشت و گذار در شبکههای اجتماعی یا خواندن خبرها، تا زمانی که محتوای مناسب و الهام بخش مشاهده کنیم، فعال شود.
بنابراین، الهامبخش بودن محتوا، برای کسب و کارها به ویژه برای فعالان تجارت الکترونیک و خرده فروشی یک عامل کلیدی و استراتژی است. زیرا امروزه سفر خریداران از شبکههای اجتماعی یا موتورهای جستجو آغاز میشود. بازاریابان نه تنها میتوانند نیازها و خواستههای خریداران را برآورده کنند، بلکه میتوانند با استفاده از قدرت الهامبخشی، تقاضا را ایجاد کنند. پینترست اخیراً به این نتیجه رسیده است که الهام گرفتن 32٪ بازدهی بالاتری در هزینه تبلیغات (ROAS) در این پلتفرم ایجاد میکند.
حالا زمانی که میگوییم الهام گرفتن، کلیدی برای مقابله با رکود محسوب میشود، منطقی است. اگر بتوانید برنامه یا وب سایت خود را به منبع الهام تبدیل کنید، این تلاش به فرصتهای تعامل و تبدیل عالی تبدیل میشود. الهام بخش بودن به محتوای عالی نیاز دارد که بتواند توجه خریداران را به خود جلب کند و محتوای عالی نیز کانالهایی را میطلبد که بتوانند به طور موثر به مخاطبان هدف دسترسی پیدا کرده و آنها را درگیر کنند.
آیا استفاده از کانالهای ارتباطی معمول برای تعامل بهتر با کاربر مؤثر است؟
زمانی که از کانالهای ارتباطی معمول و مرسوم صحبت میکنیم، در مورد تکنولوژیهای بازاریابی مانند پیامک، بنر، Push Notification و غیره صحبت میکنیم که اغلب بازاریابهای موبایل به آن تکیه میکنند. در پاسخ به این سوال که آیا استفاده از این کانالها برای تعامل با کاربر کافی است باید گفت: خیر.
همانطور که میدانید، صفحه نمایشهای موبایل در حال حاضر بسیار محدود بوده و فضای بسیار کمی برای ارائه تجربیاتی که واقعاً مخاطبان را جذب کند، در اختیار برندها قرار میدهد. اگر بخواهیم صادق باشیم، این کانالهای مرسوم واقعاً توانایی درگیر کردن خریداران و الهام بخشیدن به آنها را ندارند. این کانالها همهکاره نیستند و مهمتر از آن، تعامل را به حداقل میرسانند. به عنوان مثال، بیایید پیامک را در نظر بگیریم: نرخ باز شدن پیامک 98٪ است؛ اما چقدر میتوانید از طریق یک پیامک به فروش دست پیدا کنید؟ بنرها یا پاپ آپها هم چنین شرایطی دارند؛ زیرا محتوا در آنها به اندازه صفحه نمایش محدود، یک بعدی و بدون عمق است.
کانالهای ارتباطی معمول همچنین پیچیدگی زیادی را به سفر مشتری اضافه میکنند، به این معنی که میتوانید در هر ثانیه خرید بالقوهای را حتی با وارد شدن مشتری به سبد خرید، از دست بدهید. در واقع با استفاده از این کانالها هیچ تضمینی برای تکمیل خرید وجود ندارد. پلتفرمهای خرید آنلاین پر از سبدهای رها شده هستند. به یاد داشته باشید که نرخ رها کردن سبدهای خرید آنلاین، بسته به حوزه فعالیت بین 50 تا 98 درصد متغیر است. در حالی که خواربارفروشیها با 50 درصد کمترین میزان رها کردن سبد خرید را دارند و این میزان به 71.24 درصد برای خرده فروشیها، 87.79 درصد برای فروشگاههای پوشاک و مد و 90 درصد برای خطوط هوایی میرسد.
یکی دیگر از مواردی که امروزه خریداران به دنبال آن هستند، یک تجربه بدون وقفه است. منظورم این است که چه کسی دوست دارد بارها و بارها کلید ضربدر (X) را در بالای صفحه بزند تا پاپ آپهای مزاحم را ببندد؟ امروزه، کاربران میخواهند پیامهای برندهایی را ببینند که منجر به مختل شدن سایر تجربیات آنها در گوشی هوشمند نشود. آنها میخواهند روشهای غیرمزاحم برای تعامل را ببینند که به جای کاهش کیفیت تجربه، به بالا بردن آن کمک میکنند. میتوان احساس کرد که این روزها مردم نسبت به این قالبهای متعارف بی توجه شدهاند. نرخ باز کردن و کلیک بر روی آنها اثباتی بر این واقعیت است که ابزارهای معمول به طور کامل با مخاطب تعامل برقرار نمیکنند. همه این موانع باعث میشود که این کانالها نتوانند به منبع الهام تبدیل شوند.
طبق مطالعه IPaper، مصرفکنندگان بیشترین الهام را در آمازون و گوگل پیدا میکنند. این بدان معناست که بازاریابان موبایل فرصت بزرگی را از دست میدهند؛ آنها فرصت الهام بخشیدن به مشتریان بالقوه خود را به پلتفرمهای دیگر واگذار میکنند و امکان استفاده فعال و تبدیل در برنامهها یا وبسایتهایشان را کاهش میدهند. به همین دلیل است که ما به قدرت استوریها (Stories) در ارائه تعامل سطح بعدی کاربران تلفن همراه اعتقاد داریم.
اهمیت استوریها در تعامل با کاربران چیست؟
همه ما Story ها را دوست داریم و از آن استفاده میکنیم. همه ما قبلاً با استوریها از طریق پلتفرمهای مختلف اجتماعی آشنا شدهایم. اسنپ چت و اینستاگرام از نمونه پلتفرمهایی هستند که در حال حاضر از این فرمت برای ارتباط با کاربران استفاده میکنند.
علاوهبراین، تنها پلتفرمهای شبکههای اجتماعی نیستند که از قدرت Story استفاده میکنند. طبق گزارش App Annie 2021 Mobile Shopping Apps، کاربرانی که با استوریهای درونبرنامه مرتبط هستند، 60 درصد بیشتر از برنامههای مربوطه خود بازدید میگیرند. کاربران استوریها را دوست دارند زیرا میتوانند از ترکیب تعامل و ماهیت غنی آن لذت ببرند. در لحظات بسیار مهمی که کاربران مشتاق تحقیق یا خرید هستند، Story ها به شما این توانایی را میدهند که توجه کاربران را به خود جلب کنید و مهمتر از همه، محتوای بسیار جذاب و جالب را به آنها ارائه کنید.
در خصوص استوریها باید گفت که نرخ تعامل کاربران با آنها شگفتانگیز است؛ به طوری که این نرخ برای خرده فروشیها در حدود 12 تا 34 درصد است. بسیاری از برندها که از این ابزار ارتباطی استفاده کردهاند، در مقایسه با سایر کانالهای ارتباطی توانستهاند تا 64 درصد نرخ تبدیل بالاتری را تجربه کنند؛ همچنین ۳۷ درصد از کاربران پس از مشاهده استوریهای برند وارد صفحه جزئیات کمپین شده و از آن بازدید کردهاند. این اعداد به خوبی نشان میدهد که استفاده از کانالهای ارتباطی معمول به تنهایی کافی نیست.
سخن پایانی
در خصوص کانالها ارتباطی معمول باید گفت که این کانالها بیفایده نیستند. این تصور که این کانالها بیفایده بوده و نباید مورد استفاده قرار بگیرند، تصور اشتباهی است. به طور کلی در دنیای امروز کاربران به دنبال تجربیاتی هستند که بدون اصطکاک بوده و همراستا و همجهت با تجربه کلی آنها در دستگاههای تلفن هوشمند باشد. به همین دلیل بازاریابان موبایل باید فناوریهای بازاریابی مورد استفاده را به دقت بررسی کرده و نوآوری را چاشنی آنها کنند تا بتوانند سطح تجربه و تعامل کاربران را به میزان قابل توجهی بالا ببرند.